Admin Logo
themebox Logo
 

☠ هر چی بخوای هست ☠

دنیای انیمه و رمان

کریس وجیل برترینهای اویل

Vampire lover



کد کج شدن تصاویر

Games Land

Loss

ابزار های عاشقانه برای وبلاگ

کد زیبا سازی لینک ها



کد کج شدن تصاویر

نویسنده :L!M0
تاریخ:یکشنبه 14 خرداد 1396-09:03 ب.ظ

Golden voices_part 3

درووووووود
عشقتوووون اومددددد
میدونم چقد دلتون برام تنگ شده 
نمیخواد بگین
امتحاناتونو چطور دادددین؟؟
تموم شدن یا نههه؟؟
منکه هنوز یکی دیگه دارم
یکیشون کنسل شد دوباره میخوان بگیرن نکبتا
خببب
اومدم با قسمت سوممم
برید گمشید بخونید نکبتا
راستییی
ما دوتا کاترین داریم تو رمان
(اینم از شانس قشنگه منه:/)
البته کاترین سالواتور هنوز نیومده تو داستان
کاترین سالواتور_کتی
کاترین واتسون_کاتی
البته کاترین واتسون وبشو حذفیده،نظرم فکر نمیکنم داده باشه
اگه نده که طی یک عملیات خفن از رمان حذف میشه
اگه کسی باهاش در ارتباطه بگه هااا
این مدتم انلاین بودمااا...ولی حسش نبود به کسی سر بزنم...
کلا ناراحت نشید خسته بودم...هرچند خودتونم‌ سر نزدید:/

قسمت بعدم‌نمیزارم تا همه کسایی که اعلام شخصیت کردن نظر بدن
چهل تا بزارید خیرشو ببینید
برید بخوننننییید دیگهههه...
^_________^
(اندر خانه)
دیمون:امكانش نبود دوتا خوابگاه جدا بگیرید؟!
منیجر:اما شما الان یك گروهید، باید بیشتر باهم باشید و اشنا بشید...
شینوا:اینجا اگه درست حساب كرده باشم، اگر دونفر داخل یه اتاق باشن، یك نفر تنها میمونه،نمیشد داخل یه اتاق سه نفر باشن؟
منیجر:اوه، داشت یادم میرفت...یه عضو دیگه هم بهتون اضافه میشه، فكر میكنم فردا از انگلستان برسه...و اون میتونه باكسی كه تنهاس داخل یه اتاق باشه،پس من فعلا میرم، میتونید راحت باشید...
شینوا:عضو دیگه؟ كی مثلا؟
دیمون:نمیفهمم الان من باید بدونم كیه؟
كاتی:خب حالا بچه رو اذیت نكن سوال كرد دیگه...
ریو:بیاین بگین كیا میخوان باهم باشن...
كاتی:من و فوری باهم...
ریو:من و شینوا هم باهم...
نامی:منم با یو...
دیمون:مشخصه كه خیلی دوستم دارید...
یو:ینی واقعا خیلی ضایع بود؟
دیمون هوفی كشید و با چمدونش وارد اتاقش شد و روی تخت دراز كشید تا كمی استراحت كنه...
ریوكام و شینوا هم بعد از اینكه وسایلشون رو كمی جاسازی كردن تصمیم به استراحت گرفتن...(چه بچه های خوبین:/)
كاترین و فوری وسایلشون رو داخل اتاق گذاشتن و قبل از اینكه استراحت كنن سراغ اشپزخونه رفتن تا چیزی بخورن...
نانامی روی تخت نشسته بود و اهنگی رو زمزمه میكرد و به یو كه درحال نقاشی كشیدن بود نگاه میكرد...
دخترای مایر هم بعد از اینكه وسایلشون رو داخل اتاقاشون گذاشتن، همگی داخل اتاق لئونورا جمع شدن تا صحبت كنن...
(چند ساعت بعد)
تقریبا همه جای خونه رو گشته بودن و چیزی رو ندیده نزاشته بودن...
یه خونه دوطبقه، كه داخل طبقه اول،اشپزخونه، سالن پذیرایی، اتاق تمرین ،اتاق رقص و كتابخونه بود و داخل طبقه دوم،هشت اتاق خواب كه هركدوم مجهز یه سرویس بهداشتی بودن، و یك سرویس بهداشتی جدا بیرون از اتاق ها داشت...
حیاط خونه از استخر بزرگ و فضای سبز تشكیل میشد...
لیا:نه خوشم اومد،خوب چیزیه
ملی:عاره بابا, کمتر بود که ما نمیومدیم
ماری:زر نزن مجبور بودی بیایی
ملی:ببند بابا قزمیت
داف:یه دیقه خفههههه
رز:چه غلطی داری میکنی؟
داف:هیییسسس...بزار فوکوس کنم. باید ببرم
لیانا خیلی ریلکس نزدیکش شد و گوشیو از دستش گرفت...
دافنه جیغی زد و دنبال لیانا افتاد
لیانا دور خونه تاب میخورد و میخندید. دافنه هم حرص میخورد و سرفحش رو کشیده بود بهش
داف:ازت بدم مییییااااد...تو چی بودی ننت زاییدتتتتت؟؟؟ هاااا؟ تو ادمی اصلاااااا؟؟؟؟
ریو:چقدر الودگی صوتی ایجاد میکنن...
شینوا:خیلی...
لیا:لامصببببببب. یه بازی بوووود، کوتاه بیا من و خودت ازار ندهههه
داف:وایسا تا من انتقاممو بگیرم بعدش دوتاییمون راحت میشیم..
لیا:نه ممنوووننننن...
دیمون جلوی تی وی نشسته بود و سعی میکرد با وجود سرو صدا برنامه رو نگاه کنه اما خب نمیشد...
کاتی:فکر کنم باید بیخیالش بشی...
فورا:میگم مطئنی اینا بیست سالشونه؟
یو:مرفه بی دردن...
ریو:نظرتون چیه بریم بیرون یه دوری بزنیم؟!
شینوا:موافقم، اینجوری میپوسیم تو خونه
نامی:كجا بریم مثلا؟!
صدایی غیر از خودشون گفت:من یه جای خوب میشناسم، میتونیم بریم یه چیزی هم بخوریم!
همه به لئونورا كه این حرف رو زده بود نگاه كردن...
لنی با استرس لبخند زد:موافقین؟
دنی: برای اینكه بیشتر اشنا بشیم هم خوبه...
همشون تو سكوت به لنی و دنی نگاه میكردن...
ریو لبخند زد:فکر خوبیه...
برای تایید به دیمون نگاه كردن(لازمه بگم دیمون لیدره؟ :/ چرا؟ چون زورش زیاده:/)
سرشو تكون داد و موافقتشو اعلام كرد..
دافنه كه به دیوار تكیه زده بود و سرش تو گوشی بود، بشكنی زد:مكانش هم پیدا شد...میتونیم بریم رستوران"...."(اسم رستورانه:/واااهااییی چه اسم خفنی:/)بعدشم بریم پارك نزدیكش...
لیا:فكر خوبیه باید اعلام كنم نیویوركم به عكس نیاز دارم
ملی:تو خفه بمیر با عكسات
لیا:تا چشمات دراد، معلومه بد عكسی زورت میاد
ملی:بیه...
(اندر پارك)
لیانا خودشو روی صندلی پرت كرد:وای ننه،چقدر خوردم، دارم خفه میشم
داف:ببند گراز ابرومونو بردی...
لیانا بهش توجهی نكرد به جاش پیج اینستاشو باز كرد
لیا:ژوووووون چقد لاااایك
ملی:میدونم اخرش از دست تو اینستا رو میبندن
رزی:به گ*ش داد..
لیا:خفههه شیدددد همهههه...
داشتن صحبت میکردن که دیمون نزدیکشون شد:منیجر زنگ زد و گفت که عضو جدید اومده باید بریم...
ماری:نه خیلی کمیم همینجوری هم بهمون اضافه میشه
یو:مگه قرار نبود فردا بیاد؟؟؟
دیمون:من نمیدونم دیگه گفت که اومده...
رزی:زود باشید راه بیوفتید
****
نظرررر یادتون نرههههه...




داغ کن - کلوب دات کام
كــامنــتـــ() 

نوع مطلب : Golden voices 

What causes pain in the Achilles tendon?
یکشنبه 26 شهریور 1396 12:43 ق.ظ
It's awesome for me to have a site, which is beneficial in favor of my experience.
thanks admin
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 05:38 ق.ظ
Yes! Finally someone writes about foot pain.
Foot Issues
دوشنبه 16 مرداد 1396 08:53 ب.ظ
I do not even know how I finished up here, but I assumed this put up used to be good.

I do not realize who you are but certainly you are going to a
famous blogger in the event you aren't already.
Cheers!
What is the tendon at the back of your ankle?
شنبه 14 مرداد 1396 09:15 ق.ظ
Howdy! Someone in my Myspace group shared this website
with us so I came to look it over. I'm definitely enjoying the information. I'm book-marking
and will be tweeting this to my followers! Wonderful blog and great style and design.
janaepiliero.hatenablog.com
جمعه 13 مرداد 1396 02:05 ب.ظ
Great beat ! I would like to apprentice while you amend
your web site, how could i subscribe for a blog
web site? The account helped me a acceptable deal. I had been a little bit acquainted of this your broadcast provided bright clear concept
mcgonigal672.yolasite.com
شنبه 7 مرداد 1396 01:33 ب.ظ
For newest information you have to go to see the web and on the web I found this web page as a best web site for hottest updates.
ریوکام یوکیمورا
جمعه 26 خرداد 1396 03:56 ب.ظ
بپر یه سرم به این وبه بزن ببین چیش کمه درست کنم مدسی
پاسخ L!M0 :
ریوکام یوکیمورا
جمعه 26 خرداد 1396 10:54 ق.ظ
تو ام با ادامه گذاشتن منو شاد بنما
پاسخ L!M0 : باوشه قیافتو اون شکلی نکن
ریوکام یوکیمورا
پنجشنبه 25 خرداد 1396 11:54 ق.ظ
نه قبلا اینطور نشده
شده پیام نفرسته ولی اینطور نشده
فعلا که ایستادم و از اون طرف هم دارم رو وب میهنم کار میکنم
شاید وب میهن زودتر بهتر شده اونجا شروع کردم تا این درست شه
پاسخ L!M0 : اها...خوبه پس...^_^
ریوکام یوکیمورا
چهارشنبه 24 خرداد 1396 10:46 ق.ظ
وقتی ورودم نمیده چه تلاشی اصا وارد پنل کاربریم نمیشه تا رمز نام کابری میره بقیشو نمیره
پاسخ L!M0 : اممم...خب یعنی چند روز صبر کنی هم نمیره؟قبلا اینطور نشده؟میخوای رمزو نام کاربریتو بدی من برم؟میخوای یه چند روز صبر کن شاید درست شد^_^
ریوکام یوکیمورا
چهارشنبه 24 خرداد 1396 12:57 ق.ظ
اخه همه وب ندارن که براشون اعلام کنم
به خاک سیا نشستمممم
پاسخ L!M0 : امممم...خب اول باید سعی کنی با تلاش بسیار یه پست بزاری پرشین بلاگ...بعدش دیگه اوکی میشه...
ریوکام یوکیمورا
سه شنبه 23 خرداد 1396 08:35 ب.ظ
خوج به حالت
توی وب میهن بلاگم تک افتادم
کسی ندرش
پاسخ L!M0 : خب برو ادرس بده بهشون ^_^
ریوکام یوکیمورا
سه شنبه 23 خرداد 1396 02:12 ب.ظ
عه خدا نکنه منو بکشههههه
میگن که میهنم مشکل داره
پاسخ L!M0 : خدا نکنه^_^ میهن که فعلا سالمه^_^
نانامی
سه شنبه 23 خرداد 1396 09:56 ق.ظ
عالیییی بووووددددد
پاسخ L!M0 : مرسیییییی^_^
نانامی
سه شنبه 23 خرداد 1396 09:52 ق.ظ
من امتحانام دیروز تمومید راحت شدم دیگه میخوام کلی تو وبم فعالیت کنم
پاسخ L!M0 : چرا اینقدر دییییرررر؟؟خوبه منکه منتظرم^_^
ریوکام یوکیمورا
سه شنبه 23 خرداد 1396 12:54 ق.ظ
ابر جییییغ لیانا پرشینم بالا نمیاره
ورود نمیده به پنل
پاسخ L!M0 : ای خداااااا منو بکشششششخواهرررررر وقتشه پرشینو رها کنی
ریوکام یوکیمورا
جمعه 19 خرداد 1396 01:22 ق.ظ
ادامششششش
پاسخ L!M0 : باوشهههه^_^
ریوکام یوکیمورا
جمعه 19 خرداد 1396 01:22 ق.ظ
عاولیییییی بووووود
پاسخ L!M0 : مرسییییی^_^
Demon
سه شنبه 16 خرداد 1396 06:15 ق.ظ
عالی بود لی
کار این احمقا ساختس
پاسخ L!M0 : مرسی^_^
بیچاره هااااا ):
کانگسان
دوشنبه 15 خرداد 1396 09:00 ق.ظ
وووییییی سلام خوفی خوشگلم؟؟ دلم برات تنگ شده بود
رمان عاللیییییی چقدر منو ریوکام بچه های خوبی هستیم
مامان قربونشون بره
سر بزن یه خبر جدید تو وبلاگمه
پاسخ L!M0 : سلام عقشمممم...منمممم..مرسییییعاره عصن شما منو کشتید اینقد که خوبیدباوشه سر میزنم
فورا کالن
یکشنبه 14 خرداد 1396 10:44 ب.ظ
وای لیا یه سوال دیگه
میشه عشقم رو عوض کنم؟ اگه میشه این باشه:
اسمش:سباستین میکائیل
اخلاق:شوخ،اخمو،خشن
منحرف،دخترباز،شیطون،
غیرتی
ظاهر:مو های مشکی براق با چشم های قهوه‌ای تو مایه های قرمز
شغل: مدل،خواننده
پاسخ L!M0 : باشه مشکلی نیست
فورا کالن
یکشنبه 14 خرداد 1396 10:35 ب.ظ
وای لیا یه سوال دیگه
میشه عشقم رو عوض کنم؟ اگه میشه این باشه:
اسمش:سباستین میکائیل
اخلاق:شوخ،اخمو،خشن
منحرف،دخترباز،شیطون،
غیرتی
ظاهر:مو های مشکی براق با چشم های قهوه‌ای تو مایه های قرمز
شغل: مدل،خواننده
فورا
یکشنبه 14 خرداد 1396 10:14 ب.ظ
عالی بود
یه سوال لنی و دنی کی هستن
پاسخ L!M0 : مرسیییی‌‌....^_^
لئونورا و دنیلا...خواهرامن^_^
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر