Admin Logo
themebox Logo
 

☠ هر چی بخوای هست ☠

دنیای انیمه و رمان

کریس وجیل برترینهای اویل

Vampire lover



کد کج شدن تصاویر

Games Land

Loss

ابزار های عاشقانه برای وبلاگ

کد زیبا سازی لینک ها



کد کج شدن تصاویر

نویسنده :L!M0
تاریخ:چهارشنبه 30 فروردین 1396-01:55 ق.ظ

Golden voices_part 1

درووووود *^▁^*
حالا همه جیییییغ دست هوراااااا*^O^*
با قسمت اول اومدم•﹏•
این مدتم داشتم خر میزدم ∩__∩
با نظر سنجی مشخص شد كه رمانای قبلی منتفی میشن ::>_<::
خیلیم قشنگ بودن اونا بیشورا T_T
زندگی خونی اولین رمانم بود بی احساسا T_T
خو خز بازی بسه -_-
خب بگم كه فعلا هیچی معلوم نیستO_o
نه تنها برای شما، بلكه برای منم معلوم نیست O_o
فقط شاید قسمت بعدی با یه دعوای بزرگ رو به رو باشید#^_^
روحیه بدید من بتونم بنویسم ناموسن...-_-!
نظر و ایده هم پذیرا میباشیم ≧﹏≦
⇩این نقشاتون داخل گروه⇩
شینوا:نوازنده اصلی، رقصنده
ریوکام:وکال
دیمون:وکال اصلی
کاترین:وکال
فورا:رقصنده اصلی،وکال،نوازنده
نانامی:وکال اصلی
یویا:وکال
خوبه دیه؟ براساس بیوتون نوشتم 
كسی كه جا نمونده ان شاءالله؟؟؟؟؟؟ -_-
زیاد به بالایی توجه نكنید بیشتر برا خودم نوشتم
منكه نمیام كل اجرا یا كنسرتو بتوضیحم -_-#
خو دیه 
بپر ادامههههه...
(البت زیاد ننوشتم فحش ندیداااا :/)
(لیانا)
هوفی کشیدم و سعی کردم رو حرفای مدیر تمرکز کنم
یواش زمزمه کردم:چی داره میگه؟نمیفهممش
رزیتا بلند شد:اگه ما نخوایم بریم امریکا؟
مدیر:تصمیما قبلا گرفته شده
لنی:ولی مطمئنا اقای مایر قبول نمیکنه...
مدیر:با ایشون هم صحبت شده،همونطور که گفتم‌ دوتا از گروه ها ادغام میشن و برای تمرینات بیشتر به امریکا میرن.
و مثل بز راهشو گرفت و رفت
من:چه ادم‌ نفهمیه هااااا
داف:عجیبه که مایر قبول کرده...
من:عارههه مشکوکهههه
ماری:ینی واقعا باید بریم؟؟؟؟
من:اه اه،نمیدونم‌این برنامه چی بود گذاشتن تو دامن ما...
ملی:کدوم دامنت؟
چشامو چرخوندم:همون گل‌گلیه که ماندانا دوخیده،رفتیم خونه نشونت میدم
ملی:باشه...
مشغول صحبت و غرغر بودیم تا کلاسامون شروع بشه که دیدم‌پسرا دارن‌میان سمتمون...
-سلام خانومای مایر
همه جوابشونو دادن
من:السلام علیک و رحمه الله و برکاتههه
سادا:ها؟
من:هااامبررر،میگم‌شما کارو زندگی ندارین؟
شیگه:بازی داشتیم...
ملی:اه اه دیدم به بوهایی میادددد...عقققق...برید گمشید حموم حال بهم زنااااا
واکیتا:کارتون داشتیم؛بعدشم از خدمتتون مرخص میشیم خانوم دماغ حساس
ملودی بی توجه روشو اونور کرد
لنی:چیزی شده؟
جین:راستش ما واسه چند هفته تمرین میخوایم بریم امریکا
چند لحظه سکوت شد
بلند گفتم:خدایا شکرررتتتت....چرا ازین تمرینا زود به زود نازل نمیکنی؟؟؟؟"چند لحظه فکر کردم و بعد با عجز گفتم"حالا کی میخواین بریییننن؟؟؟
تورو:هفته اینده
من:خدایا عاخه چراااا؟چرا؟چرا؟چراااا؟؟؟؟؟
(شخص سوم)
دیمون:منظورت همون دخترای افاده ایههههه؟؟؟
فورا:دقیقااااا همونا منظورمه
نامی:اینجوری نگید مگه چه بدی بهمون کردن؟
دیمون:هه،هیچی فقط یکم رو مخن...
کاتی:بیخیاللل...حتما خوش میگذره
ریو:تازه ما که باهاشون اشنا نشدیم هنوز...شاید بد نبودن
دیمون:اینهمه خوش بینیتون حرصمو در میاره
شینوا درحالی که نفس نفس میزد نزدیکشون شد:مش..هه..خ..هه..ص...
ریوکام لیوان ابی بهش داد:نفس بکش بعد حرف بزن
کاتی:یو کو؟خوردیش؟
یو:اینجام...تاریخ مشخص شد،هفته اینده
فورا:چقدر زود...
دیمون:خیلی زود باید وجود نحسشون رو تحمل کنیم
ریو:واقعا دلیل اینهمه نفرت رو نمیفهمم
دیمون:نفرت چیه؟ترجیح میدم بهش بگم 'حس بد'
کاترین زد زیر خنده:خخخه..ههااا..هههه..."با دیدن نگاه دیمون نیششو بست"حس بد...
دیمون:به حسای من شک داری؟
ریو:اینجا هیچکی به حسای تو شک نداره،حالا لطفا یکمی اروم باشید،منیجر ساتو(مدیر برنامه)داره میاد...
اقای ساتو با لحن همیشگیش كه كمی عشوه هم قاطیش بود و حس چندشی به دخترا میداد جلو اومد و گفت:سلام دخترااا...
با اكراه جوابشو دادن:سلام منجیر ساتو
ساتو:خب دخترا حتما تا حالا خبرا بهتون رسیده
دیمون با قدم های اهسته به سمت صندلی رفت و نشست:بله و به شدت منتظر توضیح قانع كننده هستیم
ساتو:توضیح قانع كننده؟ چ بهتر از این كه برای اموزش به امریكا برید
ریو:ولی خودمون تنها هم میتونستیم بریم...
فورا:دلیل اینكه باید دو گروه ادغام بشن رو نمیفهمیم
ساتو:خب اونا این تعداد رو میخواستن و تصمیم گرفته شد كه بهترین گروهامون انتخاب بشن...
دیمون با عصبانیت بلند شد:مسخره اس...فقط امیدوارم اونجا دیگه منیجری به مزخرفی تو نداشته باشم...
و از اتاق خارج شد
دخترا تو سكوت به صورت منیجر ساتو نگاه میكردن...
ساتو كمی به جایی كه قبلا دیمون ایستاده بود نگاه كرد و بعد نفس عمیقی كشید، دخترا صدای زمزمه اش رو شنیدن:نه عزیزم، تو اونقدرم كه با غیض گفت مزخرف نیستی..."درحالی كه خودشو با دست باد میزد به سمت در رفت وبلندتر ادامه داد"خب دخترا تا هفته اینده اماده باشید، من كارا رو انجام میدم...
♡___________♡
نظر موخوااامممم...^_^¦¦¦



داغ کن - کلوب دات کام
كــامنــتـــ() 

نوع مطلب : Golden voices 

How can you heal an Achilles tendonitis fast?
شنبه 18 شهریور 1396 08:08 ب.ظ
We are a group of volunteers and starting a new scheme in our community.

Your web site offered us with valuable info to work on. You
have done an impressive job and our whole community will be grateful to
you.
How do I stretch my Achilles tendon?
سه شنبه 14 شهریور 1396 05:44 ب.ظ
Have you ever considered about adding a little bit
more than just your articles? I mean, what you say is important
and everything. However just imagine if you added some great visuals or videos to give your
posts more, "pop"! Your content is excellent but with images
and video clips, this site could undeniably
be one of the most beneficial in its niche. Wonderful blog!
Foot Pain
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:02 ب.ظ
I pay a visit everyday some web sites and blogs to read content, except
this webpage gives quality based articles.
Foot Complaints
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:47 ب.ظ
I visited several blogs however the audio feature for audio songs current at this website is
genuinely wonderful.
اکازاوا یو
یکشنبه 14 خرداد 1396 09:48 ق.ظ
لیمو-سان قسمت 3 رو بزار قرار بود بگم لیمو بهت دیگه ....
پاسخ L!M0 : سلام..عاره قرار بودباشه
half blood prince
شنبه 13 خرداد 1396 07:38 ب.ظ
سلام بیا یه سر بم بزن حتما
پاسخ L!M0 : سلام...باشه
alfrediabocskor.blogas.lt
سه شنبه 2 خرداد 1396 07:50 ب.ظ
I'm impressed, I must say. Seldom do I encounter a blog that's equally educative
and interesting, and without a doubt, you have hit the nail on the head.
The problem is something not enough people are speaking intelligently about.
Now i'm very happy I came across this in my search for something concerning this.
فورا کالن
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 06:55 ب.ظ
عالیییییییی
ببخشید تا الان نظر ندادم نت نداشتم
پاسخ L!M0 : مرسییییی....اشكال نداره گلم
ivanahatchel.wordpress.com
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 09:12 ق.ظ
First off I would like to say terrific blog! I had a quick question in which I'd like to ask
if you don't mind. I was interested to know how you center yourself and
clear your head prior to writing. I have had difficulty clearing my mind in getting my
thoughts out. I truly do take pleasure in writing however it just seems like the first 10 to
15 minutes are usually wasted just trying to figure out how to begin. Any ideas or hints?

Kudos!
پاسخ L!M0 : I really really tried hard but,...
Do you want to know how write a story?
I think you should know what you want to write, and know the subject and what want to happen in story.for example if you wanna write funny story think about funny things.
And about time,just don't care if you like to write.
I'm not that much Professional.so I don't think I could help you.
and I can't say everything,because my English is...
anyway I hope I could.
and if you don't come back to read my answer you are really a bad person.because I try haaaard.haaaar. it was really hard time
اکازاوا یو
شنبه 9 اردیبهشت 1396 06:47 ب.ظ
خخخخ میشه بهت بگم لیمو ؟
پاسخ L!M0 : حتمااااا...من 15 سالمه ♡_♡
نانامی
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 07:13 ب.ظ
عالیییییی بوووو ددددد بلاخره تونستم نظر بدم هوووراااا
پاسخ L!M0 : هوراااااااامررررررسیییی
half blood prince
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 03:13 ب.ظ
سلام
یه مدت نبودم
بیا واسه اپدیت جدید
پاسخ L!M0 : سلام، اوكی وقت كردم حتما
❞OƖινια❞
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 03:23 ب.ظ
سَلآم عَزیزَم
وبتـ زیبـاس
خوشحآل میشَمـ بهمـ سریـ بزَنیـ و دآستآنَمُ بخونیـ
پاسخ L!M0 : سلام گلم، مرسی، حتما سر میزنملینك شدی
ریوکام یوکیمورا
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 11:12 ب.ظ
دلام دلام
عاولی بود
اون سریع قسمت نظراتت باز نکرد نشد نظر بدم هاااا
پ ادامشو بزا من نکش دخر
راسی قال نو موباااااارک
پاسخ L!M0 : سلاممم...مرسیییمیزارم تا بقیم نظربدنممنوننن...
نانامی
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 07:11 ب.ظ
عالیییی بوووووددددد منتظر قسمت بعدمممممم
پاسخ L!M0 : مرسسسسسسسیییی
DIBA
جمعه 1 اردیبهشت 1396 10:58 ب.ظ
لی عزیز تو وقتی نمی دونی من چی گفتم چرا میای زر میزنی ؟ منم مونگول نیستم كه بخوای بیای جواب منو بدی دل هلن خنك شه به اندازه كافی آبروم رو برد یاد بگیر خودتو نخد هر آشی نكن
پاسخ L!M0 : اولا كه لطفا درست صحبت كن، همونجوری كه من هیچ توهینی نكردم شماهم نباید توهین كنی، هرچند دیگه خودت رو نشون میدی، من كاری باشما نداشتم و هرچی هم گفتم بین من و دیمون بود، قصدی هم نداشتم، و من خودمو نخود هرآش نمیكنم، دیمون دوست منه دوست داشتم به روش خودم ارومش كنم...شما به اندازه كافی ابروی خودت رو بردی، حتما كاری كردی كه وقتی من چیز كوچیكی گفتم زود به خودت گرفتی و عصبانی شدی...
اکازاوا یو
پنجشنبه 31 فروردین 1396 11:45 ب.ظ
رمانمم گزاشتم قسمت 21 ...
اصلا رمانمو میخونی
پاسخ L!M0 : اها، نه نمیخونم ∩__∩
اگه تونستم میخونم...#^_^#
میدونی كه هممون كلی درگیر درساییم ~T_T~
اکازاوا یو
پنجشنبه 31 فروردین 1396 11:44 ب.ظ
ععععاااااالللللیییییییی+_+
لطفا من توش بیشتر باشم-____-
پاسخ L!M0 : مرسیییی...*^▁^*
حتما حتما...سعی میكنم همه زیاد باشن #^_^#
کانگسان
چهارشنبه 30 فروردین 1396 07:53 ب.ظ
اصلا لااااااااایکککککککککککک در حد لیگا اسپانیا عالی بود گفتم حالا حالاها نمیزاری خب خوبه که قسمت اول رو گذاشتی من فهمیدم موضوع از چه قراره برم تیتراژبسازم واست
پاسخ L!M0 : مرررررررررررررسیبازم مررررررررررررسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر